استودیو جیبلی؛ مشکل OpenAI!
چت جیپیتی همه چیز را به آثار استودیو جیبلی تبدیل میکندقابلیت بومی تولید تصویر OpenAIاستودیو جیبلی میتواند علیه OpenAI اقدام قانونی کندکلام آخر
چت جیپیتی همه چیز را به آثار استودیو جیبلی تبدیل میکند
هوش مصنوعی سبک استودیو جیبلی را تقلید میکند. تصاویر تولیدشده توسط هوش مصنوعی نسبت به روزهای اولیه با طرحهای انتزاعی و تصاویر ناقص و بهمریخته پیشرفت قابلتوجهی داشتهاند. ابزار جدید OpenAI به نام ابزار Images for ChatGPT به شکل عجیبی توانایی ایجاد عمق، سایهها و حتی متنهای دقیق را دارد.
این ابزار باعث شد تا کاربران اینترنت در یک جنون جمعی، به بازآفرینی یک سبک آشنا روی بیاورند: سبک هنری هایائو میازاکی در استودیو جیبلی. این سبک به لطف زیبایی آرامشبخش و نرم خود قبلاً هم در اینترنت فراگیر بود و حالا به فرمولی کاملاً خودکار تبدیل شده است.
قابلیت بومی تولید تصویر OpenAI
وقتی بتوانید تنها با درخواست کردن، یک اثر هنری خلق کنید، چه چیزی را خواهید ساخت؟ اگر در روزهای اخیر مثل بقیه کاربران اینترنت رفتار کنید، احتمالاً چیزهای دوستداشتنی بسیاری خواهید ساخت، از پرترههای خانوادگی جذاب و استایلایز گرفته تا هزاران نسخه مختلف از میمهای ترند و البته تصاویر بسیار وحشتناک و عجیب. اما بیشتر از هر چیز، به نظر میرسد که تمایل دارید همه چیز را به یک اثر استودیو جیبلی تبدیل کنید.
کاربران عمدتاً از این ابزار برای تولید میمهای هوش مصنوعی به سبک استودیو جیبلی استفاده کردهاند، همان استودیوی ژاپنی که انیمیشنهایی نظیر «همسایه من توتورو» و «شهر اشباح» را ساخته است. این اواخر شبکههای اجتماعی پر از تصاویر تولیدشده به سبک جیبلی از انسانها، حیوانات، رویدادهای تاریخی و حتی پادکستها شده است. نکته جالب توجه این است که نسخه رایگان ChatGPT درخواست تولید تصاویر به سبک استودیو جیبلی را رد کرده و آن را نقض دستورالعملهای سیاست محتوایی خود میداند.
ابزار جدید تولید تصویر OpenAI در ChatGPT بسیار قدرتمندتر و دقیقتر از هر محصول قبلی این شرکت است. این ابزار به سرعت نشان داد که ابزارهای هوش مصنوعی تا چه حد جذاب و سرگرمکننده هستند، اما به همان اندازه هم از لحاظ قانونی و اخلاقی بحثبرانگیز خواهند بود. به نظر میرسد شکایتها خود به خود نوشته میشوند، اما هنوز مشخص نیست که در نهایت این ماجرا به کجا ختم خواهد شد.
استودیو جیبلی میتواند علیه OpenAI اقدام قانونی کند
با ابزار بسیار محبوب هوش مصنوعی OpenAI یعنی ChatGPT اخیرا تعداد بیشماری از افراد شروع به تولید تصاویری کردند که سبک آثار هایائو میازاکی، اسطوره انیمیشن و استودیو جیبلی را تقلید میکنند. این روند خیلی زود شکل خاص خودش را گرفت، حتی سم آلتمن، مدیرعامل OpenAI نیز در پلتفرم X (توییتر سابق) با شوخی گفت که تصویرش به سبک «جیبلی جوانشده» درآمده است.
OpenAI پس از این موضوع، شروع به محدود کردن این روند کرده و تغییرات گیجکنندهای اعمال نموده که در بسیاری موارد، درخواستهای تولید تصاویر به سبک جیبلی را رد میکند. گسترش این روند و پاسخ نامنظم OpenAI، باعث شعلهور شدن مجدد بحثهای حقوقی پیرامون نقض کپیرایت و استفاده از هوش مصنوعی برای تضعیف مستقیم آثار هنرمندان و ناشران انسانی شده است، از جمله انیماتورهای بسیار بااستعداد استودیو جیبلی.
راب روزنبرگ، مشاور حقوقی سابق شبکه تلویزیونی Showtime و متخصص هوش مصنوعی، معتقد است که استودیو جیبلی احتمالاً میتواند در این زمینه علیه OpenAI اقدام قانونی انجام دهد.
روزنبرگ معتقد است جیبلی میتواند این استدلال را مطرح کند که OpenAI با تبدیل عکسهای افراد به سبک جیبلی در حال بهرهبرداری از شهرت علائم تجاری استودیو جیبلی است و با استفاده از سبک قابل تشخیص آن، احتمال ایجاد سردرگمی مصرفکنندگان را فراهم کرده است، به گونهای که آنها تصور میکنند این قابلیت از سوی استودیو جیبلی تأیید یا مجوزدار است. او همچنین اضافه کرد که OpenAI میتواند به دلیل آموزش مدلهای زبان بزرگ خود بر اساس آثار دارای حق کپیرایت استودیو جیبلی نیز تحت تعقیب قرار گیرد.
OpenAI در حال حاضر با چندین پرونده حقوقی به دلیل نحوه جمعآوری دادههای آموزشی مدلهای خود از اینترنت، از جمله آثار دارای کپیرایت مواجه است. اما تاکنون هیچ سابقه قضایی روشنی برای تعیین اینکه OpenAI قوانین کپیرایت ایالات متحده را نقض کرده وجود ندارد. روزنبرگ توضیح داد که این شرکت همواره اعلام کرده است آموزش مدلهای آنها بر اساس قانون کپیرایت نوعی استفاده منصفانه و در نتیجه مستثنی از نقض حقوق است.
کلام آخر
با گسترش قابلیتهای هوش مصنوعی و تولید تصاویر به وسیله ابزارهایی مانند ChatGPT، نگرانیها و چالشهای جدیدی نیز به وجود آمده است. هرچند این فناوریها به افراد امکان خلق آسان و سریع آثار هنری جذاب را دادهاند، اما مرز میان الهام گرفتن و سوءاستفاده از آثار هنری به سادگی در حال محو شدن است. وضعیت کنونی که در آن این افراد به سادگی میتوانند سبک منحصربهفرد یک استودیو مشهور مثل جیبلی را بازتولید کنند، باعث طرح سؤالات اخلاقی و قانونی بسیاری شده است.
از سوی دیگر، به دلیل نبود رویه قضایی مشخص، هنوز نمیتوان به طور قطعی گفت که استودیو جیبلی میتواند در برابر OpenAI پیروز شود یا خیر. در عین حال، این موضوع نشان میدهد که صنعت خلاقیت در دوران هوش مصنوعی با چالشهای بیسابقهای روبهرو است و برای جلوگیری از تضعیف آثار و حقوق هنرمندان، نیازمند وضع قوانین و دستورالعملهای جدید و مشخص است. تعادل میان نوآوری و احترام به خالقان اصلی آثار، تنها با یک گفتگوی دقیق و شفاف بین صنعت فناوری و جوامع هنری امکانپذیر خواهد بود